محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1023
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
و شاخهاى آن مثل شاخ آن و از آن كوچكتر و بىخار و بىساق بيخش زياده بر دو عدد و دراز و بيرون مايل بسياهى و اندرون سفيد و خشبو و بىثمر و بىكل است قريب القوة بسنبل و مقوّى اعضا خصوصا معده و جكر و مقوى قوت ماسكه و محلّل رياح و نفخ و رافع استسقا و قئ بلغمى و شراب آن در منافع مثل شراب سنبل است و قدر شربتش تا يك مثقال است [ سنبل فارسى ] سنبل فارسى شامل پرسياوشان است و قسمى از رياحين است كه با نركس ميرويد در غايت خشبوئى و بركش و پيازش قريب ببرك و پياز نركس و كلش بنفش و بعضى سفيد نيز مىباشد و به شكل ياسمين و در هر ساقى چندين عدد بر بالاى يكديكر در افعال قريب به نركس و پياز آن ضعيفتر از پياز نركس است [ سنبل اقليطى ] سنبل اقليطى سنبل رومى است [ جوارش سنبل الطيب منقول از قرابادين افندى ] جوارش سنبل الطيب منقول از قرابادين افندى صالح چليپى حكيم باشى ابراهيم سلطان قيصر روم مقوى اعضاى رئيسه است و محلّل رياح و معين بر هضم غذا صنعت آن سنبل الطّيب دو درم كل سرخ نيم درم كبابهء چينى عود هندى مصطكى رومى دارچينى ساذج هندى انيسون پوست خربزه قرص كل سرخ غاليه از هريك يك درم و دو ثلث درمى حبّ الصنوبر كبار فستق شامى مغز بادام شيرين مقشر از هريك پنج درم مشك تركى ثلث درمى صمغ عربى كثيرا از هريك دو درم شكر سفيد بقوام آورده به قدر كفايت بدستور مقرّر مرتّب نمايند شربتى يك مثقال [ دهن السّنبل ] دهن السّنبل در سنبل رومى ذكر يافت [ شراب سنبل الطّيب بنسخهء معصومى ] شراب سنبل الطّيب بنسخهء معصومى درد معده و درد جكر و درد سپرز و تبهاى كهنه را نافع باشد صنعت آن سنبل الطّيب چهل درم و در نسخهء ديكر بيست درم است در سه من آب صاف بخيسانند و بجوشانند تا دو حصّه بماند آن كاه صاف نمايند و با دو من قند مكرر جوشانيده بقوام اورند شربتى ده درم شراب سنبل ديكر سوء مزاج بارد بلغمى معده را مفيد است و تبهاى مزمن را سود دارد صنعت آن سنبل هندى خشبو بيست درم در دو من آب بجوشانند تا نيمن بماند بپالايند و با دو من عسل مصفّى يا شكر سفيد بقوام اورند شربتى ده درم قرص سنبل الطيب اماس صلب را كه در معده و سپرز و جكر باشد سود دارد صنعت آن سنبل الطيب فقاح اذخر سليخهء سودا كل سرخ منزوع الاقماع ريوند چينى قصب الذريرة از هريك سه درم زعفران مرمكى صافى انيسون قسط سفيد تلخ فلفل از هريك يك درم مقل ازرق مصطكى رومى از هريك دو درم اشق نيم درم اشق را بمشك حل كرده باقى ادويه را كوفته و بيخته اقراص سازند قرصى دو درم شربتى يك قرص از بهر اماس معده با مثلث بنوشند و از جهت اماس كبد با سكنجبين و از براى صلابت سپرز با سكنجبين عنصلى سيّد اسمعيل كفته كه اين قرص در ورم صلب معده بعد از خوردن شير شتر با ماء العسل يا روغن بيد انجير كه مغز خيارشنبر در آن حل نموده باشند يا ماء الاصول با روغن بيد انجير و روغن بادام تلخ و روغن سوسن بايد كه يك قرص را كه يك مثقال باشد هر روز با ميپنحتج بياشامند و در نسخهء كه او ذكر كرده مقل ازرق و مصطكى و اشق و مثلث داخل ندارد قرص سنبل به نسخهء ديكر صنعت آن سنبل الطّيب قصب الذريره سليخه تر ريوند چينى از هريك سه مثقال مقل ازرق مصطكى رومى از هريك دو مثقال مرمكى صافى قسط تلخ فلفل انيسون زعفران از هريك يك مثقال اشق پنج مثقال مقل و اشق را در مثلث با آب كرم حل كنند و باقى ادويه را كوفته و بيخته بان سرشته اقراص سازند شربتى دو درم براى ورم جكر با سكنجبين و براى ورم معده با مثلث معجون سنبل الطّيب معده و جكر را نافع باشد صنعت آن سنبل الطيب نقاح اذخر قصب الذريره از هريك چهار درم مويز منقى سليخه مرمكى انيسون زعفران از هريك پنج درم فلفل سياه مقل از هريك يك درم مقل و مويز را در مثلث حل كنند و داروها كوفته و بيخته در آن بياميزند و با عسل معجون سازند و در نسخهء ديكر سنبل الطيب و فقاح اذخر از هريك دو درم است معجون سنبل ديكر كه همين نفع دارد صنعت آن سنبل الطّيب قسط تلخ فقاح اذخر قصب الذريره مويز منقى از هريك چهار درم سليخهء سياه پنج درم مقل ازرق دو درم مرمكى صافى زعفران انيسون فلفل سياه از هريك يك درم مقل را در مثلث خيسانيده حل نموده ادويه كوفته و بيخته تا سه وزن آن عسل بسرشند [ سنون ] فصل در ذكر انواع سنونات بدانكه سنون بضمّ سين مهمله و نون و سكون واو و نون در اخر از ادويهء مخصوصه بامراض دندانست اعم از آنكه سائيده بر آن بپاشند و يا به چيزى بسرشند و يا قرص سازند و مؤلّف تذكره كويد كه سنون مثل شياف است و آنكه آن را معجون كرده در سايه خشك كنند ليكن اين مخصوص بادويهء فم است پس اكر استعمال كرده شود در غير فم نادر است و نيست سنون از تراكيب قديمه و بعضى كفته از مخترعات جرجيس ولد بختيشوع است و او اول طبيبى است كه تدوين طب به نيشابور كرد و نقل كرده طب را از يونانى باسرائيلى و طبيب خلفاى عباسى بود و در استعمال سنون بايد كه معده ممتلى نباشد و قبل از استعمال آن دهن را باب مطبوخ و يا معصور ادويهء مناسبه بشويند و بمسواك پاك كنند بدانكه سنونات عموما وقتى جايز است كه علت عام باشد مر جميع اسنان و عمور انها و لثه را و الا هنكامى كه مخصوص بدندان واحد باشد استعمال آن بجميع دندانها در آن حين جايز نيست بلكه بايد كه خاص به همان دندان باشد زيرا كه اكثر آنست كه در چنين حالات باعث ترقيق و تحريك و ميل مواد باسنان ديكر ميكردد كما لا يخفى و حكيم مومن كويد كه اين كلام يعنى بودن آن از مخترعات جرجيس اصلى ندارد و اظهر آنست كه از قدماى اطبّا است و اين نيز اصلى ندارد چنانچه در طبّ الائمه از عبد اللّه بن مسعود رح از طيرانى از خالد قماط كفت كه املا كرد بر من علىّ بن موسى الرّضا عليه التحية و الثنا اين ادويه را براى بلغم فرمودند بكير اهليلج اصفر و عاقرقرحا از هريك يك مثقال خردل دو مثقال و بسيار نرم كوفته و بيخته بر دندان بمال بدرستى كه دور ميكرداند بلغم را و دهان را خشبو مىكند و مستحكم ميكرداند دندانها را و صاحب كافى روايت مىكند از ابن محبوب از ابى ولاد كه كفت ديدم من ابو الحسن اول ( ع ) را و شنيدم من از آن حضرت كه درد كرد دندانش پس كرفتم من سعد را و ماليدم بر دندان پس نفع بخشيد و ساكن كردانيد وجع آن را و به چند روايت ديكر منقولست كه ماليدن سعد بر دندان دهن را خشبو مىكند و قوة باه را زياده ميكرداند [ سنون ابيض منقول از معالجات بقراطى جهت مستحكم نمودن دندان ] سنون ابيض منقول از معالجات بقراطى جهت مستحكم نمودن دندان و كوشت بن دندانها و رافع خون امدن و منع كرم خوردن و ريختن مواد از دماغ به بن دندان بغايت مفيد است و رفع بدبوئى دهان مىكند و جلاى دندان ميدهد و چون با روغن زيتون يا قطران سرشته بر دندان دردناك كذارند در حال رفع الم آن مىكند و چون با سركه مخلوط كرده مضمضه نمايند دندان متحرك را مستحكم ميكرداند و بهترين سنوناتست صنعت آن عاقرقرحا ساذج هندى كزمازج سعد كوفى از هريك شش مثقال پوست بيخ انار مازوى سبز كندر كلنار فارسى كل سرخ مرواريد ناسفته بسد سفال چينى از هريك سه مثقال بيخ سوسن كبود چهار مثقال شاخ كاو كوهى سوخته دندان فيل دارفلفل طباشير سفيد تخم خرفه نشاسته كثيرا كشنيز خشك بريان عدس از هريك هفت مثقال زبد البحر نمك سنك سوخته حلزون سوخته شب يمانى از هريك يك مثقال و نيم فلفل سفيد مصطكى عود بلسان از هريك يك مثقال كوفته و بيخته دو دانك كافور اضافه نموده سنون نمايند [ سنون ديكر از تاليف مير محمّد زمان جهت رويانيدن گوشت بن دندان ] سنون ديكر از تاليف مير محمّد زمان جهت رويانيدن كوشت بن دندان و رفع بدبوئى دهان مجربست و بنهايت نافع است صنعت آن دمالاخوين كزمازج انزروت سفيد جوز السرو كندر بيخ نى سوخته طباشير اقاقيا كل سرخ كلنار فارسى جفت بلوط پوست انار ترش از هريك يك جزو